IRAN : la résurrection de la lumière viendra de la nuit (les murs ont la parole …)

Depuis le 12 janvier 2021, des coupures de courant prolongées, affectent de nombreuses régions d’Iran : Téhéran, Guilan, Karadj, Arak, Ispahan, Khouzistan, Semnan, Qom, Ardebil, affligeant la population d’énormes souffrances pendant les jours les plus froids de l’année.

Le gouvernement de la République Islamique d’Iran justifie avoir ordonné ces coupures en invoquant « la pénurie de combustible pour alimenter les centrales électriques ». Un comble pour un pays qui repose sur un océan de pétrole et de gaz !

Ce scandale met en évidence la politique prédatrice et corrompue du régime clérical des mollahs.

Bien entendu, les officiels ont blamé la population l’accusant de gaspillage ! le quotidien officiel Sharq a relayé le message du gouvernement « invitant la population est invitée à réduire la température des habitations et des lieux de travail d’au moins un ou deux degrés« , alors que c’est la saison la plus froide de l’année !!!

Le mécontentement ne cesse de grandir, et sur les réseaux sociaux de nombreuses personnes considèrent le manque d’électricité (#قطعی_برق) comme une opportunité de protester, appelant à des manifestation, protestations, l’écriture de slogans sur les murs … La résurection de la lumière viendra de la nuit (شبتیرهراباقیامروشنمیکنیم)

Les compagnons anarchistes en Iran aussi ne manquent pas l’occasion de lutter contre le système dictatorial de la République Islamique. Ils utilisent l’obscurité imposée ces jours-ci pour s’exprimer sur les murs …

PS : Une pensée aussi pour notre compagnon Soheil Arabi, en prison depuis 2013 pour sa liberté de pensée, et qui depuis subit une répression féroce car il dénoncer les conditions horribles de détention dans les prisons iraniennes.

عکس های شعار نویسی آنارشیست ها در ایران امروز یکشنبه ٢٨ دی ١٣٩٩

18 ژانویه

آنارشیست ها هیچ فرصتی را برای مبارزه علیه سیستم از دست نمیدهند. آنها از تاریکی های تحمیل شده این روزها استفاده میکنند تا به حکومت دیکتاتور نشان دهند که سنگر خیابان را هرگز از دست نخواهند داد، شعار نویسی و دیوارنویسی رفقای آنارشیست در ایران، امشب یکشنبه ۲۸ دیماه۱۳۹۹

https://asranarshism.com/1399/10/29/anarchism-220/

#آنارشیست

#شبتیرهراباقیامروشنمیکنیم

(la résurection de la lumière viendra de la nuit)

#قطعی_برق

کارزار بین المللی آنارشیست ها برای آزادی زندانیان در شیلی

Translated in Persian by Hasse-Nima Golkar

Freedom for Chilean prisonners !

کارزار بین المللی برعلیه نئولیبرالیسم در همبستگی با اعتراضات اجتماعی در کشور شیلی

مردم شیلی همواره خواهان ادامه ی سازماندهی مبارزاتی خود بوده و هستند، اما این بدون پُشتیبانی بین المللی برای جلوگیری از کُشتار، نقص عضو و شکنجه شدنِ مبارزین اجتماعی، امکان پذیر نخواهد بود.

برای آزادی زندانیان در شیلی

ارسالی از جانب دبیرخانه به تاریخ دوشنبه یکم دیماه ۱۳۹۹

همقطاران گرامی،

از زمان آغاز قیام مردم در اعتراض بر علیه افزایش قیمت بلیط مترو، خدمات ترابری و سیاست های نئولیبرالی دولت شیلی، بیش از یازده هزار و سیصد نفر دستگیر و دو هزار و پانصد نفر از آنها بلا تکلیف هنوز هم در زندان ها سرگردان هستند. گمان ما بر این است که این اقداماتِ سرکوب گرایانه با هدف غیر قانونی شمردن اینگونه اعتراضات انجام پذیرفته است.

تمامی دستگیر شدگان از هجدهم اُکتبر ۲۰۱۹ [بیست و ششم مهر ماه ۱۳۹۸] تا کنون به دلیل اتهامات وارده از قبیل شکستن موانع عبوری که در مداخل ایستگاههای مترو نصب شده اند، و إدعاهای پولیس انتظامی مبنی بر تعرض به آنها و همچنین غارت اموال و به آتش کشیدنِ کلیسا ها و بانکها و غیره، از آنان سَلب آزادی شده است.

بسیاری از این اتهامات نیز به دلیل فقدان شواهد واقعی و مدارک اثباتی از اعتبار ساقط می باشند. بر همین پایه، از دیدگاه عموم مردم، وارد آوردن این چنین اتهاماتی، نوعی انتقام گیریِ دولت از قیام کنندگانی است که بر علیه قدرتمداران حکومتی دست به شورش بر داشته اند.

از نخستین روزهای ماه دسامبر [۲۰۲۰]، فراخوانی برای انجام یک کارزار اعتراضی در دفاع از آزادی شورشیان اعلام گردیده؛ تا با زیر فشار قرار دادنِ نمایندگان کُنگره، وزیران و دولت، از برگزاری دادگاه بر علیه بازداشت شدگان جلوگیری شود. بنابراین مطابق همان رَویّه ای که با تعداد اندک باقیمانده از پولیس انتظامیِ متهم به نقض حقوق بشر از قبیل وارد آوردن جراحات جدّی، شکنجه و کشتار معترضین رفتار شده و آنها را در پاسگاه های نیروی انتظامی تحت نظر قرار می دهند، ما نیز خواهان تحت بازداشت بودن خانگیِ دستگیر شدگان [تا آغاز مراحل تحقیقاتی] هستیم.

ما تمامیِ آنارشیست های سراسر جهان را فرا میخوانیم که به این کارزار بپیوندند و از دولت شیلی از طریق ارسال نامه به سفارتخانه ها و کنسولگری های این کشور، و یا همچنین در صورت امکان برگزاری تظاهرات در مقابل این مراکز و شرکت های شیلیائی، خواستار آزادی فوری معترضین قیام کننده در شیلی باشند.

همبستگی، تنها سِلاح کارگران و تمامی انسانهائی است که بر علیه سرکو ب گریِ دولت و سرمایه مبارزه می کنند!

گروه آنارشیستی جرمینال [همقطاران سازمان بین المللی کارگران آنارکو سندیکالیست]

مجمع آنارشیست های بیو بیو

اگر انسان قادر نیست بر خود حکومت کند، چگونه می‌تواند قادر باشد بر دیگران حکومت کند؟

اگر انسان قادر نیست بر خود حکومت کند، چگونه می‌تواند قادر باشد بر دیگران حکومت کند؟و برعکس، اگر او قادر است بر خود حکومت کند، چرا نیاز دارد که بر او حکومت شود؟

Si l’homme ne peut pas régner sur lui-même, comment peut-il régner sur les autres?

À l’inverse, s’il est capable de se gouverner lui-même, pourquoi a-t-il besoin d’être gouverné?

دلورس پرات

در چنین روزی، ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱، آنارشیست اسپانیایی و کارگر منسوجات دلورس پرات* در سن ۹۶ سالگی درگذشت. به عنوان انقلابی مادام‌العمر او از نوجوانی برای ۸ ساعت کاری در روز مبارزه کرد، در انقلاب اسپانیا شرکت کرد و در پی شکست آن به فرانسه گریخت، جایی که او و خانواده‌اش در اردوگاه کار اجباری به کارآموزی گماشته شدند و بعد به اسپانیا دیپورت شدند. او توانست با نوردیدن پیرنه از مرگ قطعی بگریزد و به فرانسه برود و در معدن کار پیدا کند. او در تبعید در اتحادیه‌ی آنارشیست CNT-AIT فعال باقی ماند و در سن ۹۱ سالگی به طور فعال آغاز به حمایت از مهاجران بدون ویزا کرد. هر سال از ۱۹۹۶، گروهی از مردم مسیر او را از کاتالونیا تا فرانسه از بین کوه‌ها دنبال می‌کردند.

متن کامل کتاب : درود بر کاتالونیا ، اثری از جرج اورول

Homage to Catalonia – Georges ORWELL

درود بر کاتالونیا ، اثری از جرج اورول نویسنده انگلیسی، که در ۱۹۳۸ منتشر شد. در میان صدها داوطلبی که در بریگادهای بین المللی در جنگ داخلی اسپانیا جنگیدند بسیار بودند شاعران نوپا و نویسندگان خوش ذوق. اما کمتر کسی از میان ایشان به تیزبینی جورج اورول و با واقع بینی او درباره رویدادهای این دوره نوشته است.

جورج اورول برخلاف ارنست همینگوی نه بعنوان یک خبرنگار و نویسنده با شهرت بین المللی بلکه بعنوان یک داوطلب ساده به اسپانیا رفت.  و باز برخلاف بسیاری از داوطلبان خارجی که به بریگادهای بین المللی پیوستند به ستون نظامی POUM در کاتالونیا پیوست که در جبهه آراگون مستقر بود. این ستون می کوشید بر شهر ساراگوسا تسلط یابد که در اوائل جنگ داخلی به تصرف ناسیونالیستها درآمده بود. اما در زمانی که واحد اورول به خط مقدم می رسد، هر دو طرف به  آرامی در خطوط خود مستقر شده بودند و به جز فعالیتهای گشت و شناسایی از سایر عملیات نظامی پرهیز می کردند. این فقدان تحرک دیری نمی پاید و جورج اورول بزودی در یک حمله شبانه شرکت می جوید.

«بدرود کاتالونیا» حاوی مشاهدات او در این دوره است.  واقع بینی او و آن حس عمیق انسانیت بدور از شعارهای عوام فریبانه و صداقت اورول در گزارش احساسات و وقایع کتاب را از سایر نوشتارهای این دوره متمایز می کند. منتقدی درباره این کتاب می نویسد: «هیچکس جز اورول نمی تواند خشونت و تراژدی جنگ داخلی اسپانیا را با این تاثیر تصویر کند.» با اینحال اورول به خواننده خود یادآور می شود که این تنها گواهی یک فرد است و نه تاریخ.

در مدت اقامتش در اسپانیا اورول چند بار به بارسلونا، پایتخت کاتالونیا و جاییکه او به POUM ملحق می شود، مسافرت می کند. گزارشهای او از تغییرات در این شهر سنجش نبض تحولات جمهوری اسپانیاست. او همچنین در جریان شورشهای بارسلونا در ۱۹۳۷ که اوج درگیری حزب کمونیست و دولت مرکزی با احزاب مستقل کاتالونیا و آنارشیستهاست در این شهر است.  و ناچار می شود برای نجات از دستگیری بوسیله پلیس دولت جمهوری که تحت تسلط کمونیستهاست مدتی مخفی شود. طنزآمیز اینست که اورول حتی عضو POUM نبود. مانند بسیاری از اولین داوطلبان او به اولین گروهی پیوسته بود که عازم جبهه بود. خود او در شرح این روزها از این نکته غافل نیست و شاید با لبخندی تلخ این سطور را نوشته است.  این کتاب نه تنها درباره جنگ داخلی اسپانیاست بلکه سیریست در قدرت طلبی و نبرد برای آن. این کتاب یک کلاسیک به تمام معناست.

منبع

LA CLASSE OUVRIERE IRANIENNE A BESOIN DE NOTRE SOLIDARITÉ ET DE NOTRE SOUTIEN طبقه ی کارگر ایران به همبستگی و پُشتیبانی ما نیازمند است

Par Hasse-Nima Golkar

Une nouvelle série de grèves de protestation a éclaté chez les travailleurs de l’usine de sucre de canne « Haft Tappeh » à Ahwaz dans le sud-ouest de l’Iran. Le mouvement a commencé le lundi 15 juin 2020. Aujourd’hui 28 juillet 2020 la gréve est entrée dans son 44e jour. Le «Syndicat des travailleurs de l’usine Haft Tappeh» soutient pleinement les justes revendications des travailleurs

Le «Complexe agro-industriel de la canne à sucre Haft Tappeh à Ahwaz» est situé dans la province du Khuzestan près du golfe Persique du sud-ouest de l’Iran. L’usine a démarré ses opérations pour la première fois en 1966. Ce grand complexe industriel du Moyen-Orient, plus de 7 000 travailleurs s’emploient principalement à produire du sucre de canne, mais aussi toute une gamme de co-produits, tels que l’alimentation pour le bétail et la volaille ou des moulins à

papier.

Depuis sa privatisation en 2015, sur fond de corruption, les conditions de travail se sont terriblement dégradées. Depuis le transfert du capital aux propriétaire actuels, la dette de la compagnie a explosée, les propriétaires exigeant des travailleurs toujours plus d’efforts pour combler le déficit artificiellement creusé.

Le Syndicat des travailleurs de haft Tapeh a été créé en 1974 et n’a jamais cessé la lutte pour les travailleurs, quel que soit le régime.

Aujourd’hui, après quarante-quatre jours de grèves, Gholam Hossein Ismaili, le porte-parole du «système judiciaire» du califat islamique capitaliste chiite en Iran, a averti les grévistes en lutte: « VOUS DEVEZ RETOURNER AU TRAVAIL ET NE PAS ARRÊTER LA PRODUCTION » !! Mais les travailleurs réclament, entre autres: le paiement immédiat des salaires impayés depuis plus de trois mois, la prolongation du contrat pour l’assurance sociale et médicale et le retour au travail des collègues licenciés, dont Ismail Bakhshi. Mais aussi la suppression de la propriété privée de la Haft Tappeh Sugarcane Company, la restitution aux travailleurs du capital  volé par les propriétaires esclavagistes  et punition d’Omid Assad Beigi, PDG de l’entreprise et de son associé Mehrdad Rostami

Entre autres choses, le pouvoir fasciste au pouvoir dans le pays a tenté de mettre en œuvre sa politique économique néolibérale, malgré la résistance des travailleurs, en 2015, l’entreprise a été cédée à Omid Assad Beigi et Mehrdad Rostami, deux capital-risqueurs privés. Les travailleurs de cette usine ont manifesté à plusieurs reprises et se sont mis en grève plus de cent fois au cours des cinq dernières années. Jusqu’à présent, un grand nombre de travailleurs protestataires de Haft Tappeh ont été arrêtés sous la torture et condamnés par le «tribunal révolutionnaire» à l’emprisonnement et aux châtiments corporels par le  fouet. La juste cause des luttes de la classe ouvrière iranienne et la grève des travailleurs de Haft Tappeh ont besoin de notre solidarité et de notre soutien

À BAS LE RÉGIME DU CALIPHAT ISLAMIQUE CAPITALISTE CHIITE EN IRAN SOLIDARITÉ DE LA CLASSE OUVRIERE CONTRE L’OPPRESSION ET L’EXPLOITATION DANS LE MONDE

======

طبقه ی کارگر ایران به همبستگی و پُشتیبانی ما نیازمند است

دور جدید اعتصابات اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه در اهواز، از روز دوشنبه ۲۶ خرداد ماه ۱۳۹۹ آغاز گردید و در ادامه ی آن تا امروز هفتم مرداد ماه ۱۳۹۹ وارد چهل و چهارمین روز خود شده است. سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از مطالبات عادلانه ی کارگران کاملن پُشتیبانی می نماید

شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌ تپه، واقع در استان خوزستان در جنوب غربی ایران می باشد که فعالیت خود را برای نخستین بار در سال ۱۳۴۵ آغاز نمود که در این مجتمع صنعتی بزرگ در خاورمیانه، با بیش از هفت هزار استخدامی، ضمن تولید اصلی شکر، دارای دیگر تولیدات جانبی از جمله کارخانه ‌های کاغذ سازی و تهیه ی خوراک دام و طیور، می ‌باشد.

پس از چهل و چهار روز که از اعتصاب کارگران مبارز می گذرد، امروز غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی “قوه قضائیه” ی حکومت سرمایه داری خلیفه گری اسلامی – شیعی در ایران هشدار داده است که: کارگران به سَر کار خود برگردند و تولید را تعطیل نکنند!! اما کارگران خواستار فوری پرداخت حقوق معوّقه ی بیش از سه ماه، تمدید دفترچه ی بیمه های اجتماعی و درمانی، بازگشت به کار همکاران اخراجی از جمله اسماعیل بخشی، لغو مالکیت خصوصی از شرکت نیشکر هفت تپه، بازگرداندن ثروت‌ های اختلاس ‌شده توسط خریداران نیروی کار به کارگران و مجازات اُمید اسد بیگی،‌ مدیرعامل شرکت و شریک تجاری اش مهرداد رُستمی می باشند.

حکومت فاشیستی حاکم بر کشور از جمله به دنبال اجرای سیاستهای اقتصادی نئو لیبرالی خود، این شرکت را علی رغم مخالفت کارگران، در سال ۱۳۹۴ به اُمید اسد بیگی و مِهرداد رُستمی،‌ دو سرمایه دار خطر پذیر بخش خصوصی واگذار نمود. کارگران این کارخانه بیش از صد بار طی پنج سال‌ اخیر دست به اعتصابات و راه پیمائی زده‌ و تا کنون تعداد زیادی از کارگران مُعترض هفت ‌تپه نیز از سوی “دادگاه انقلاب” به زندان، شکنجه های شدید و ضربه ی های شلّاق محکوم شده اند. مبارزات حق طلبانه ی طبقه ی کارگر ایران و اعتصاب کارگران هفت تپه نیازمند همبستگی و پشتیبانی ما می باشد.

سرنگون باد حکومت سرمایه داری خلیفه گری اسلامی – شیعی در ایران!
پایدار باد همبستگی طبقاتی کارگران بر علیه ستم و استثمار در سراسر جهان!

======

THE IRANIAN WORKING CLASS NEED OUR SOLIDARITY AND SUPPORT

A new round of protest strikes in the Haft Tappeh Sugarcane Workers in Ahwaz in the southwest of Iran began on Monday, June 15, 2020 and to this day July 28, 2020 has continued and entered to its 44th day. The ”Haft Tappeh Sugarcane Workers Syndicate” fully supports the just demands of the workers

syndica.hafttape@gmail.com / @Sandika7tapeh

The ”Haft Tappeh Sugarcane Agro-industrial Complex in Ahwaz” is located in Khuzestan Province near the Persian Gulf of southwestern Iran, which started its operations for the first time in 1966. In this big industrial complex in Middle East with more than 7,000 employees, besides the main production of sugar, there are other by-products such as paper mills and fodder for livestock and poultry

Today, after forty-four days, Gholam Hossein Ismaili, the spokesman for the “Judicial system” of the Capitalist Shia Islamic Caliphate in Iran, has warned the struggling striking workers that: ”YOU SHOULD RETURN TO WORK AND DO NOT STOP THE PRODUCTION”!! But the Workers demand, among other things are: immediate payment of unpaid wages for more than three months, the extension of contract about the social and medication insurance and the return to work for the dismissed colleagues, including Ismail Bakhshi. Abolition of private ownership of Haft Tappeh Sugarcane Company, return of the stolen capital assets by the labor buyer to the workers and punishment of Omid Assad Beigi, the company’s CEO and his business partner Mehrdad Rostami

Among other things, the fascist ruling power in the country has tried to implement its neoliberal economic policy, despite the workers’ resistance, in 2015 the company was handed over to Omid Assad Beigi and Mehrdad Rostami, two private venture capitalists. The sugar cane workers at this plant have repeatedly demonstrated and gone on strike more than a hundred times over the last five years. So far, a large number of protesting Haft Tappeh workers have been arrested with severe torture and sentenced by the ”Revolutionary Court” to imprisonment and whipping. The just struggles of the Iranian Working Class and the strike of the Haft Tappeh Workers need our solidarity and support

DOWN WITH THE CAPITALIST SHIA ISLAMIC CALIPHATE REGIME IN IRAN
LONG LIVE THE WORKING CLASS SOLIDARITY AGAINST OPPRESSION AND EXPLOITATION AROUND THE WORLD

تا اندیشه مان در قید و بند خرافات و مذهب باشد ، آزادی معنی نخواهد داشت

تا اندیشه مان در قید و بند خرافات و مذهب باشد ، آزادی معنی نخواهد داشت .

Traduction du Farsi (langue de l’Iran) au français :

Tant que nos pensées sont dans les limites de la superstition et de la religion, la liberté n’aura pas de sens.

We are against all religions, including Islam.. Interview with « A union of anarchists of Iran and Afghanistan »

(text sent by http://asranarshism.com/ of their interview with Pramen website. French version here)

Your community is called « A union of anarchists of Iran and Afghanistan ». What moved you to unite particulary between these two countries ? Geographical proximity ? Absence of language barrier ? Transparent border between countries ? Common history ?

“1. Since anarchism is a politics against borders and states, when it comes to Iran and Afghanistan, they are names given to the two regions, not to justify the existence of these borders or states, but because our struggles and revolutionary demands are universal and not specific to particular areas. The reason for the union of anarchists in Iran and Afghanistan is sharing a common language among comrades, and associations between anarchists in the two regions.”

(text  sent by http://asranarshism.com/ of their interview with Pramen website. French version here)

Your community is called « A union of anarchists of Iran and Afghanistan ». What moved you to unite particulary between these two countries ?  Geographical proximity ?  Absence of language barrier ?  Transparent border between countries ?  Common history ? 

“1. Since anarchism is a politics against borders and states, when it comes to Iran and Afghanistan, they are names given to the two regions, not to justify the existence of these borders or states, but because our struggles and revolutionary demands are universal and not specific to particular areas. The reason for the union of anarchists in Iran and Afghanistan is sharing a common language among comrades, and associations between anarchists in the two regions.”

2. Generally, here in Eastern Europe we do not know about Iran and Afghanistan a lot. The public opinion is formed by the mainstream media. And for Iran the main narrative is nuclear program, sanctions and periodical riots. For Afghanistan – drug trafficking and war. But we really do not know much about how working people live there. Could you tell as more as you can on these issues: social problems, social movements, nuances of mentality and social-political organization  ?

“2. In Iran and Afghanistan, the anarchist movement is new and is in the process of developing. Over the past few years more and more young people have come to anarchism, and while the feminist, anti-capitalist, labour, student, child rights, refugee rights, environmental, and animal liberation movements have grown significantly in recent years—but the antifascist movements in the two regions are still very weak. In Afghanistan there is no broad anarchist movement, however anarchism is growing there. Religion and patriarchy are still a problem in Afghan society, although these problems also exist in Iran, because the Islamic Republic makes it its mission to spread oppressive structures, but there is a part of society consciously opposing it. The Islamic Republic advocates for a reactionary Islamic tradition, but the people stand against it and oppose government propaganda.”

3. When did the anarchist movements is Iran and Afghanistan emerged ?  Where did it stem from ?

“3. The first anarchist publication in Farsi began 42 years ago in the diaspora. In 1977, two years before the Islamic Republic of Iran, there were several anarchist publications outside of Iran that continued to be disseminated for years; but since they were only published abroad, they did not effect events inside Iran and did not have any influence until the re-emergence of the left in the university by anarchist students in 2007. Nine years ago we started our anarchist organizing as a group overseas by publishing numerous anarchist blogs and activities on Facebook and elsewhere. More than five years ago, we created the site Asr Anarshism and in 2018 three anarchist groups—one in Afghanistan, one in Iran, and Asr Anarshism (Afghan & Iranian comrades in the diaspora)—formed the Anarchist Union of Iran and Afghanistan. Soon after, anarchists joined the Union from two cities in Iran, and recently another anarchist collective that is in Iran and abroad joined.”

 4. Please tell particularly about your group. We are interested in your activities, plans, organizational structure and, of cause, the experience of facing repressions.

“4. One of our campaigns focuses on Soheil Arabi, an anarchist prisoner who was first sentenced to death because of his Facebook posts and has been in jail since 2013 and was tried three times while in prison, sentenced to: death and three years in prison in 2014, then commuted to two years in 2015. Soheil should have been released a year ago, but is still in prison and has been on several hunger strikes, which clearly highlights severe repression. The Anarchist Union of Iran and Afghanistan has also published a 5-part magazine titled « The Torments and Memories of Anarchists in Iran », in which you will find significant lessons. 

In our activity as an anarchist network, we have 44 pages in social media. So far, several of our anarchist comrades in the Union have been taken to jail and severely tortured for their activities and struggles. Naturally, our activities in Iran and Afghanistan are not public, and because of widespread repression in Iran and dangers that anarchist activists face in Iran and Afghanistan, we cannot specifically mention our activities, but anarchist comrades are active in all the Iranian liberatory movements—and anytime there were demonstrations our comrades participated and were suppressed, imprisoned and tortured. In most cases, the regime did not know they are anarchists.”

5. What is your relationships with the other political parties and organizations ?

“5. From an anarchist perspective, no political party is legitimate, and any hierarchical organization and strives for power is an enemy. Since the Islamic Republic currently holds power and political organizing is a crime, we have a common enemy in the Islamic Republic and therefore we do not fight the other opposition forces and parties.”

6. Did you ever hear about Belarus and political regime here ?  What are your associations regarding it ?  And what are, you your opinion, is general notion about Belarus for the common citizen of Iran\Afghanistan ?

“6. About one-fifth of Belarusian land is still affected by the 1986 Chernobyl Nuclear Power Plant explosion. Belarus has an agreement with Ukraine that most of this area is in an Exclusion Zone. The strategic position of Belarus to the North of Ukraine and the West of Russia can be very important. Since independence from the Soviet Union, Belarus has faced a dictatorial regime for about twenty five years; however, due to censorship of the media, little information is disseminated from Belarus, but with a careful analysis of the situation we are aware that Belarus has many political prisoners, even some who have been jailed or imprisoned for photography. Belarussian dictatorial regime will be condemned to annihilation, although the regime is fully supported by Russia. Solidarity with comrades struggling in Belarus.”

7. Your region is presented by the media as an area of constant ethnic and religious conflicts. What is your position regarding Islam, Christianity ?  Do you have comrades who are believers ?  What is your political perspective and possible tools for fightning ethnic and sectarian tensions ?

 “7. The Middle East is not the only region in the world that suffers from ethnic, economic and religious tensions, but the abundance of oil in this region has led to governments disrupting it by fomenting these disputes. We are against all religions, including Islam. At the moment, the most important tool to deal with such tensions are the efforts to raise awareness and self-organize our communities, which we are working intensively to do. One of the most important issues in Iran and Afghanistan is dehydration, and over the course of 40 years, the Islamic Republic’s rule has destroyed Iran ecologically and many of its lakes and rivers have dried up. Only 1.8% of Iran is in its natural state and does not face an environmental crisis.”   

8. Maybe you want to add something ?  You are welcome to say anything on other issues. 

“8. In the end, we would like to thank you for this interview and if there are any other topics that interest you, please ask us more questions. We will also send questions to you after the publication of this interview to learn more information about the lives of people and anarchists in Belarus and your region. Finally, that the Anarchist Union is present in nine other countries outside of Afghanistan and Iran, and one Morocan anarchist comrade also works with the Asr Anarshism site and publishes Arabic content and besides Arabic and Persian, we publish all languages on Asr Anarshism. We hope that this interview will be the beginning of joint activities between us.”

Thanks, the Anarchist Union of Iran and Afghanistan

=================== 

I am translating your interview right now and inspired by your braveness ! Could you please give us some photos of Soheil Arabi and, maybe, some photos which may represent your group ?  Maybe with covered faces or smth, to be secure for you. Just to illustrate the article while publishing.

—————–

 Hello comrades, we can shear some photos of Soheil Arabi with you but about the photos of our collective, it’s not possible because we are almost in 11 countries and it’s so dangerous for our comrades in Iran to send or have any photos. We hope that you will understand our issue

 ——————–

 It is OK, we understand everything.  We know Rojava, but what is DFNS ?  Explain the abbreviation please.

 ——————–

 Hey comrades. 

DFNS is the Democratic Federation of Northern Syria, which is the autonomous region, which since September 2018, it has been called « Autonomous Administration of North and East Syria ». It is more inclusive term because there are Kurds, Arabs, Assyrians and Armenians among others. Rojava is the Kurdish word for Western Kurdistan.

متن کامل کتاب «الفبای آنارشیسم» نوشته الکساندر برکمن

که اکنون (سندی تاریخی) به حساب می آید، شرح ساده ی یکی از مهم ترین مفاهیم در نظریه ی سیاسی است.

به باور برکمن آنارشیسم عقلانی ترین و عملی ترین گرایش در حیات اجتماعی است و فهم و کاربست درست آن صلح و آزادی رابه جامعه هدیه خواهد داد.

در واقع، برخلاف تصور رایج آنارشیسم ربط چندانی به هرج و مرج و آشوب ندارد، بلکه در پی تبیین نوع خاصی از آزادی است که بر فهم مشترک و امر انسانی بنا دارد.

نقطه ی قوت برکمن در این کتاب شرح روشن مفاهیم است، اما گذشته از آن او بسیاری از پیش فرض های خواننده را به چالش می کشد و تصویر جدیدی از آنارشیسم به دست می دهد.

معرفی کتاب الفبای آنارشیسم

الکساندر برکمن با نوشتن کتاب الفبای آنارشیسم یک سند تاریخی در این مورد را در اختیار ما قرار می دهد. او که علاوه بر الفبای آنارشیسم کتبی مانند “خاطرات زندان یک آنارشیسم” و “افسانه ی بلشوویک” را تالیف کرده است، یکی از اندیشمندان مهم این حوزه به شمار می رود.

کتاب الفبای آنارشیسم شامل ۱۴ فصل است. فصل اول به سوال بسیار مهم “آیا آنارشیسم به معنای خشونت است؟” پاسخ می دهد. در فصول بعدی موضوعات آنارشیسم چیست؟ آیا آنارشی ممکن است؟ آیا آنارشیسم کمونیستی عملی خواهد بود؟ آنارشیسم غیر کمونیست، چرا انقلاب؟ حرف ایده است، آمادگی، تشکل کارگران برای انقلاب اجتماعی، اصول و عمل، مصرف و مبادله، تولید و دفاع از انقلاب بررسی می شود.

الکساندر برکمندر کتاب «الفبای آنارشیسم»می‌نویسد : «آنارشیسم به‌ما می‌آموزد که چگونه در یک جامعه فارغ از زور و جبر زندگی کنیم. حیات بدون زور و فشار یعنی آزادی». و سپس ادامه می‌دهد برای دست‌یابی به‌چنین زندگی ایده‌آلی اول باید از شر حکومت و نظام سرمایه‌داری خلاص شد و سپس آزادی و برابری در مصرف را جای‌گزین آن ساخت. این است آنارشیسم کمونیستی. به‌اعتقاد برکمن جوامع معاصر با تضادهای اقتصادی شرایطی به‌وجود آورده‌اند که انسان‌ها نمی‌توانند با آزادی کامل به‌زندگی خویش ادامه دهند، چرا که سرمایه‌داری و حکومت – هر یک به‌نوعی – آزادی را محدود ساخته‌اند. نظام سرمایه‌داری با ایجاد اختلافات طبقاتی و حکومت با وضع قوانین و مقررات.

الکساندر برکمن (انگلیسی: Alexander Berkman; ۲۱ نوامبر ۱۸۷۰ – ۲۸ ژوئن ۱۹۳۶) یک آنارشیست، نویسنده، و پدیدآور اهل روسیه بود. او پس از سال‌ها مبارزه و سلسله سخنرانی هایی که در رابطه با احقای حقوق مردم، به خصوص کارگران داشت سرانجام در ۲۸ ژوئن ۱۹۳۶ پس چند عمل جراحی در خصوص بیماری‌اش، در تبعید با تپانچه به خود شلیک کرد.

وی که از نسل های جوان و گروه های آنارشیستی ناامید شده بود اگر سه هفته بیش‌تر زنده می‌ماند جنگ آنارشیست های اسپانیایی علیه فرانکو را می‌دید.

از معروف ترین آثار وی می‌توان به “الفبای آنارشیسم” و “خاطرات یک زندانی آنارشیست” اشاره کرد.

الکساندر برکمن:

در سال ۱۸۸۹ در شهر نیویورک آلکساندر برکمن با اما گلدمن  آشنا شد. در سال ۱۸۹۲  الکساندر برکمن همراه با دوستش اما گلدمن تصمیم گرفت که هنری کلی فریک، کسی که به کمک نیروی ارتش اعتصاب در یک کارخانه در پنسیلوانیا را سرکوب کرده بود، ترور کند.برکمن خود اسلحه را تهیه کرد و اینکار را به عهده گرفت اما فقط توانست فریک را زخمی کند. برای اینکار برکمن برای ۲۲ سال به زندان محکوم شد که بعد از ۱۴ سال حبس از زندان آزاد شد . در ۱۹۰۶ الکساندر برکمن از زندان آزاد شد. اما گلدمن و الکساندر برکمن به کمک یکدیگر مجلهٔ ادواری به نام مام زمین (Mother Earth) را منتشر می‌کردند که در سال ۱۹۱۷ توسط دولت آمریکا توقیف شد.در سال ۱۹۱۸ الکساندر برکمن به همراه اما گلدمن و ۲۴۷ تن دیگر از آمریکا اخراج و به روسیه دیپورت شد. در۱۹۳۶ برکمن خودکشی کرد.

 تراژدی رمانتیسم عشق به بیچاره گان

همسر اما گلدمن، آنارشیست معروف؛ آلکساندر برکمن (۱٨۷۰-۱۹٣۶)، در شمال روسیه در کشور لیتوان بدنیا آمد. وی به دلیل فعالیتهای آنارشیستی، دبیرستان را ترک نمود و در ۱۶ سالگی به آمریکا مهاجرت نمود. بعداز اینکه در سال ۱٨۹۲ دراعتصاب کارگران صنایع فولاد ۱۱ نفر کشته شدند، برکمن طی سوء قصد نافرجامی کوشید تا مسئول آن سرکوب را ترور کند. به این دلیل دادگاهی در آمریکا اورا به ۲۲ سال زندان محکوم نمود، ولی بعد از ۱۴ سال از زندان آزاد شد و کتاب مشهور خود “خاطرات زندان یک آنارشیست” را منتشر نمود.

IRAN : liberté conditionnelle pour Neda NAJI

Les compagnons anarchistes iraniens nous font savoir qu’ils ont la joie d’annoncer que la courageuse Neda Naji, étudiante et activiste pour les droits des travailleurs, vient d’être remise en liberté conditionnelle.

Elle avait été arrêtée par le régime des mollahs pour avoir participé à la manifestation non autorisée du 1er mai 2019 et condamnée à 5 ans et six mois de prison. Elle a passé 303 jours en prison, dans des conditions éprouvantes.

Elle a notamment été tabassée le 6 juillet dernier, par une gardienne et une autre détenue, pour son refus obstiné de porter le voile.

Elle a été la dernière des 35 détenus du Premier Mai a être libérée, vraisemblablement du fait de son engagement féministe en plus de son engagement pour les droits des travailleurs.

La lutte continue pour la liberation de tous les prisonniers de la République Islamique d’Iran, dont notre compagnon anarchosyndicaliste Soheil ARABI

D’après des infos des compagnons anarchistes d’Iran

ندا ناجی، دانشجو و مدافع حقوق کارگری، در تظاهرات اول مه ۲۰۱۹ در تهران دستگیر شد و در دادگاه انقلاب اسلامی به پنج سال و شش ماه زندان محکوم گردید. او امروز پس از ۳۰۳ روز ایستادگی برای انسانیت [بطور موقت] آزاد شده است

#Iran #TheStruggleContinues
#NedaNaji
#ندا_ناجی #ایران

#مبارزات_همچنان_ادامه_دارد