هنگامی که بلشویک‌ها آنارشیست‌ها را در پاریس می‌کشتند

Quand les bolcheviks assassinaient des anarchistes à Paris

13 ژانویه گنجه آنارشیستی

نادر تیف :


یادآوری برخی رویدادهای تاریخی جنبش کارگری به این جهت ضرورت دارد که بتوان از آن‌ها درس گرفت و برای امروز و آینده به کارشان بست تا بتوان از تکرار فاجعه جلوگیری کرد. یکی از این فجایع روز ۱۱ ژانویه ۱۹۲۴، نودوهفت سال پیش، در شماره ۳۳ خیابان گرانژـ اُ ـ بل (۳۳, rue Grange-Aux-Belles) در پاریس رخ داد.

در مکان مذکور ساختمانی وجود داشت که از ابتدای سده بیستم میلادی «خانه سندیکاها» نامیده می‌شد. در پی مبارزات کنفدراسیون عمومی کار (CGT) برای هشت ساعت کار در روز، این تشکل به اخراج از ساختمان بورس کار واقع در شماره ۳ خیابان Château d’Eau پاریس تهدید ‌شد. یک مهندس به نام روبر لوزون ارثی ‌برد و آن را در اختیار ث.ژ.ت. گذاشت. اتحادیه ساختمان مذکور را خرید و سندیکای کارگران ساختمان ث.ژ.ت. آن را نوسازی کرد. ث.ژ.ت. از ژوئن ۱۹۰۷ در این مکان مستقر شد و سال ۱۹۱۲ قرار شد که اتحادیه سندیکاهای ث.ژ.ت. سِن (Union des syndicats de la Seine) اسناد مالکیت ساختمان را به نام خود کند. این ساختمان می‌توانست پذیرای تا ۳ هزار نفر باشد. فعالان کارگری در آن محلی برای خدمات رایگان پزشکی و یک چاپ‌خانه راه‌اندازی کردند. این ساختمان فقط محل تجمع کارگران سندیکالیست نبود. در ابتداء آنارشیست‌ها و سوسیالیست‌ها و سپس کمونیست‌ها در آن کنگره، جلسه و جشن برگزار می‌کردند. پس از آن که در کنگره شهر تور (دسامبر ۱۹۲۰) سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها از هم جدا شدند، دوّمی‌ها نخستین کنگره اداری خود را در مه ۱۹۲۱ در همین ساختمان برپا کردند و تصمیم گرفتند خود را «واحد فرانسه انترناسیونال کمونیست» یا (SFIC) بنامند. ۱۵ اکتبر ۱۹۲۲ دوّمین کنگره در همین مکان تشکیل شد و دیمتری مانویلسکی از سوی کمینترن یا انترناسیونال کمونیست در آن شرکت کرد.

کسانی که با تاریخ تحریف‌نشده‌ی ث.ژ.ت. آشنایی دارند می‌دانند که این کنفدراسیون را فعالان کارگری آنارشیست پایه‌گذاری کردند. اما جنگ جهانی اوّل موجب شد که در این سندیکا اختلاف و دودستگی به وجود آید، به ویژه به این دلیل که فراخوان به اعتصاب عمومی ۱۹۲۰ شکست خورد. دو گرایش شکل گرفت. رهبری یک گرایش را که اکثریت پیدا کرد لئون ژوئو، آلفونس مرهایم و ژورژ دومولن به دست گرفت و دیگری که خود را «وحدت‌طلب» معرفی کرد مجموعه‌ای بود از سندیکالیست‌های انقلابی، آنارشیست و کمونیست. در این میان کل اتحادیه سندیکاهای ث.ژ.ت. سِن در میان گرایش وحدت‌طلب بود و لذا حال مالک ساختمان خانه سندیکاها بود. گرایش وحدت‌طلب CGTU یا کنفدارسیون عمومی کار وحدت‌طلب را بنیان‌گذاری کرد.

با توجه به رویدادهایی که در سال‌های ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ در روسیه اتفاق افتاد اختلاف روز‌به‌روز بین کمونیست‌ها یا طرفداران سوسیالیسم اقتدارگرا که از تشکیل رژیم بلشویک‌ها حمایت می‌کردند و آنارشیست‌ها که برای سوسیالیسم آزادی‌خواه و از پایین مبارزه می‌کردند، افزایش یافت. آنارشیست‌ها به شدت به افشای اقدامات بلشویک‌ها در روسیه دامن زدند، جایی که فعالان کارگری پتروگراد، ملوانان کرونشتات و کشاورزان اوکرائین سرکوب شده بودند. کار به جایی رسید که کنفدارسیون عمومی کار وحدت‌طلب پیش از کنگره‌ی فوق‌العاده خود در ۱۹۲۳ جزوه‌ای منتشر کرد با عنوان: سرکوب آنارشیسم در روسیه شوروی. در این جزوه با مثال‌هایی خطر بلشویسم علیه طبقه کارگر به افکار عمومی نشان داده شد. آنارکوسندیکالیست‌هایی که در ث.ژ.ت. وحدت‌طلب متشکل شده بودند به تدریج به این نتیجه می‌رسیدند که کمونیست‌ها تمایل دارند تا جنبش سندیکالیستی را به زیرمجموعه‌ای از فعالیت‌های احزاب تبدیل کنند. کمونیست‌ها در کنگره تشکل مذکور خواهان پیوستن به انترناسیونال سندیکاهای سرخ شدند که در مسکو پایه‌گذاری شده بود. از آن پس آنارکوسندیکالیست‌های ث.ژ.ت. وحدت‌طلب از خود می‌پرسیدند که آیا لزومی دارد که همچنان در آن باقی بمانند؟


حزب کمونیست فرانسه تصمیم گرفت که روز ۱۱ ژانویه ۱۹۲۴ در خانه سندیکاهای خیابان گرانژـ اُ ـ بل میتینگی برگزار کند. فعالان آنارکوسندیکالیست نیز تصمیم گرفتند که در آن شرکت کنند و استفاده‌ی سیاسی این حزب را از مکان مذکور به چالش بکشند. تقریباً ۳ هزار نفر در سالن همایش حاضر بودند که ۳۰۰ نفرشان آنارشیست بودند. زمانی که مارت بیگو، یکی از رهبران حزب کمونیست و همچنین ث.ژ.ت. وحدت‌طلب پشت تریبون رفت تا سخنانی ایراد کند، یکی از آنارشیست‌ها فریاد زد:«سندیکالیسم ربطی به شما ندارد.» تعداد زیادی از حاضران با کف زدن از این گفته حمایت کردند. ناگهان برق سالن قطع شد. پس از آن که برق دوباره وصل شد، یکی از رهبران حزب کمونیست به نام آلبرت ترن پشت تریبون قرار گرفت و فوراً به آنارشیست‌ها فحاشی کرد. عده‌ای از آنارشیست‌ها تصمیم گرفتند به سوی تریبون بروند. ترن که خود یک نظامی بود به رئیس گروه نظم حزب کمونیست که ژورژ بوگران نام داشت و مانند او نظامی بود، دستور داد که با قدرت هر چه تمام‌تر علیه آنارشیست‌ها وارد عمل شود. تیراندازی آغاز شد و ژول بودو، کارگر ساختمان نخستین کسی بود که از ناحیه گردن با گلوله زخمی شد. او یک آنارکوسندیکالیست بود. اما متاسفانه دو کارگر آنارکوسندیکالیست دیگر به نام‌های نیکولا کلو و آدرین پونسه که زخمی شده بودند در راه بیمارستان جان باختند. چه روزنامه‌ی اومانیته، ارگان حزب کمونیست فرانسه و چه روزنامه لیبرتر که آنارشیست بود فردای آن روز مسئولیت فاجعه را به گردن یک‌دیگر انداختند. اما دروغ‌پردازی‌های روزنامه کمونیست اندکی بیش دوام نیاورد، زیرا تمام چند صد آنارشیست در گوشه چپ سالن بودند و تمام آثار گلوله‌ها هم در این نقطه سالن دیده می‌شدند.


تشییع جنازه آدرین پونسه با حضور دست‌کم سه هزار نفر برگزار شد. حزب کمونیست فرانسه دروغ دیگری گفت و اعلام کرد که نیکولا کلو عضوش بوده و حتا برای او تشییع جنازه ترتیب داد، اما تعداد اندکی در آن شرکت کردند.

ا علیه آنارشیست‌ها در قلب پاریس، آنارکوسندیکالیست‌ها تصمیم گرفتند دسته‌جمعی از ث.ژ.ت. وحدت‌طلب خارج شوند. روزنامه یومیه‌ی لیبرتر تیتر زد:«از جنایتکاران جدا شویم.» این چنین بود که آنارشیست‌ها و همه غیرکمونیست‌ها از این تشکل جدا شدند. آنان ابتداء اتحادیه فدراتیو سندیکاهای خودگردان را تشکیل دادند و سپس به اندازه برابر عده‌ای به ث.ژ.ت. پیوستند و دسته دوّم ث.ژ.ت. – سندیکالیسم انقلابی را پی ریختند.


هر چند ث.ژ.ت. وحدت‌طلب با پافشاری فعالان آنارشیست کمسیون تحقیقی تشکیل داد اما زیر فشار کمونیست‌ها هرگز گزارشی منتشر نکرد. سال ۱۹۲۹ دو کارگر آنارشیست به نام‌های ژولین لوپن و آلبرت گیگی گفتند که یکی از تیراندازان گابریل دوکور عضو حزب کمونیست و سندیکای کارگران راه‌آهن بوده است، با این حال هرگز هیچ‌کس برای مرگ دو نفر در میتینگ خیابان گرانژ ـ اُ ـ بل دستگیر نشد.

مه پیک‌ره، زن و فعال آنارکوسندیکالیست که در سالن حضور داشت در کتابش به این فاجعه اشاره گزارش‌گونه کرده است که می‌توان در لینک زیر خواند: http://monde-nouveau.net/spip.php?article594


نادر تیف

دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ـ ۱۱ ژانویه ۲۰۲۱

IRAN : la résurrection de la lumière viendra de la nuit (les murs ont la parole …)

Depuis le 12 janvier 2021, des coupures de courant prolongées, affectent de nombreuses régions d’Iran : Téhéran, Guilan, Karadj, Arak, Ispahan, Khouzistan, Semnan, Qom, Ardebil, affligeant la population d’énormes souffrances pendant les jours les plus froids de l’année.

Le gouvernement de la République Islamique d’Iran justifie avoir ordonné ces coupures en invoquant « la pénurie de combustible pour alimenter les centrales électriques ». Un comble pour un pays qui repose sur un océan de pétrole et de gaz !

Ce scandale met en évidence la politique prédatrice et corrompue du régime clérical des mollahs.

Bien entendu, les officiels ont blamé la population l’accusant de gaspillage ! le quotidien officiel Sharq a relayé le message du gouvernement « invitant la population est invitée à réduire la température des habitations et des lieux de travail d’au moins un ou deux degrés« , alors que c’est la saison la plus froide de l’année !!!

Le mécontentement ne cesse de grandir, et sur les réseaux sociaux de nombreuses personnes considèrent le manque d’électricité (#قطعی_برق) comme une opportunité de protester, appelant à des manifestation, protestations, l’écriture de slogans sur les murs … La résurection de la lumière viendra de la nuit (شبتیرهراباقیامروشنمیکنیم)

Les compagnons anarchistes en Iran aussi ne manquent pas l’occasion de lutter contre le système dictatorial de la République Islamique. Ils utilisent l’obscurité imposée ces jours-ci pour s’exprimer sur les murs …

PS : Une pensée aussi pour notre compagnon Soheil Arabi, en prison depuis 2013 pour sa liberté de pensée, et qui depuis subit une répression féroce car il dénoncer les conditions horribles de détention dans les prisons iraniennes.

عکس های شعار نویسی آنارشیست ها در ایران امروز یکشنبه ٢٨ دی ١٣٩٩

18 ژانویه

آنارشیست ها هیچ فرصتی را برای مبارزه علیه سیستم از دست نمیدهند. آنها از تاریکی های تحمیل شده این روزها استفاده میکنند تا به حکومت دیکتاتور نشان دهند که سنگر خیابان را هرگز از دست نخواهند داد، شعار نویسی و دیوارنویسی رفقای آنارشیست در ایران، امشب یکشنبه ۲۸ دیماه۱۳۹۹

https://asranarshism.com/1399/10/29/anarchism-220/

#آنارشیست

#شبتیرهراباقیامروشنمیکنیم

(la résurection de la lumière viendra de la nuit)

#قطعی_برق

کارزار بین المللی آنارشیست ها برای آزادی زندانیان در شیلی

Translated in Persian by Hasse-Nima Golkar

Freedom for Chilean prisonners !

کارزار بین المللی برعلیه نئولیبرالیسم در همبستگی با اعتراضات اجتماعی در کشور شیلی

مردم شیلی همواره خواهان ادامه ی سازماندهی مبارزاتی خود بوده و هستند، اما این بدون پُشتیبانی بین المللی برای جلوگیری از کُشتار، نقص عضو و شکنجه شدنِ مبارزین اجتماعی، امکان پذیر نخواهد بود.

برای آزادی زندانیان در شیلی

ارسالی از جانب دبیرخانه به تاریخ دوشنبه یکم دیماه ۱۳۹۹

همقطاران گرامی،

از زمان آغاز قیام مردم در اعتراض بر علیه افزایش قیمت بلیط مترو، خدمات ترابری و سیاست های نئولیبرالی دولت شیلی، بیش از یازده هزار و سیصد نفر دستگیر و دو هزار و پانصد نفر از آنها بلا تکلیف هنوز هم در زندان ها سرگردان هستند. گمان ما بر این است که این اقداماتِ سرکوب گرایانه با هدف غیر قانونی شمردن اینگونه اعتراضات انجام پذیرفته است.

تمامی دستگیر شدگان از هجدهم اُکتبر ۲۰۱۹ [بیست و ششم مهر ماه ۱۳۹۸] تا کنون به دلیل اتهامات وارده از قبیل شکستن موانع عبوری که در مداخل ایستگاههای مترو نصب شده اند، و إدعاهای پولیس انتظامی مبنی بر تعرض به آنها و همچنین غارت اموال و به آتش کشیدنِ کلیسا ها و بانکها و غیره، از آنان سَلب آزادی شده است.

بسیاری از این اتهامات نیز به دلیل فقدان شواهد واقعی و مدارک اثباتی از اعتبار ساقط می باشند. بر همین پایه، از دیدگاه عموم مردم، وارد آوردن این چنین اتهاماتی، نوعی انتقام گیریِ دولت از قیام کنندگانی است که بر علیه قدرتمداران حکومتی دست به شورش بر داشته اند.

از نخستین روزهای ماه دسامبر [۲۰۲۰]، فراخوانی برای انجام یک کارزار اعتراضی در دفاع از آزادی شورشیان اعلام گردیده؛ تا با زیر فشار قرار دادنِ نمایندگان کُنگره، وزیران و دولت، از برگزاری دادگاه بر علیه بازداشت شدگان جلوگیری شود. بنابراین مطابق همان رَویّه ای که با تعداد اندک باقیمانده از پولیس انتظامیِ متهم به نقض حقوق بشر از قبیل وارد آوردن جراحات جدّی، شکنجه و کشتار معترضین رفتار شده و آنها را در پاسگاه های نیروی انتظامی تحت نظر قرار می دهند، ما نیز خواهان تحت بازداشت بودن خانگیِ دستگیر شدگان [تا آغاز مراحل تحقیقاتی] هستیم.

ما تمامیِ آنارشیست های سراسر جهان را فرا میخوانیم که به این کارزار بپیوندند و از دولت شیلی از طریق ارسال نامه به سفارتخانه ها و کنسولگری های این کشور، و یا همچنین در صورت امکان برگزاری تظاهرات در مقابل این مراکز و شرکت های شیلیائی، خواستار آزادی فوری معترضین قیام کننده در شیلی باشند.

همبستگی، تنها سِلاح کارگران و تمامی انسانهائی است که بر علیه سرکو ب گریِ دولت و سرمایه مبارزه می کنند!

گروه آنارشیستی جرمینال [همقطاران سازمان بین المللی کارگران آنارکو سندیکالیست]

مجمع آنارشیست های بیو بیو

[Iran] Demonstration of the medical students of Tabriz

December 22, 2020, Information sent by Iranian Anarchists compañeros

Tabriz (Iran), 2020-12-22, medical students : free education, no wall, no border

A group of students from Tabriz University of Medical Sciences came to the building of the university and protested against the problems of education during the Covid-19 pandemic.

According to Anaj Press Agency, students studying on a paid basis also protested against the violation of their rights.

Dissatisfied students went to the conference hall at the insistence of the deputy head of the university for education, and they expressed their wishes to the deputy head of the university for education, adviser and security guards and made a number of suggestions to improve the situation with education at the university.

At the end of the talks, it was decided that a group of students on behalf of the participants of the meeting would discuss with the head of the university the implementation of the protesters’ proposals.


[Bangladesh] Distribution of washable masks to tea workers

September 18, 2020, BASF-AIT, https://www.bangladeshasf.org

Bangladesh Anarcho-Syndicalist Federation-BASF has started distribution of red and black washable face masks among poor tea plantation workers today, September 16, 2020 under the « Mutual Aid » program to prevent covid-19. Since the outbreak of Covid-19 from month of March in Bangladesh, the organization has been conducting health education to creating awareness among the people in all BASF branches, distributing ‘soap’ for washing hands and distributing face masks. Now it has started distributing ‘washable face masks’ that can be used several times instead of one time masks. At this stage it will be distributed among 3000 people. Later its number will be further increased and cover more people.

The BASF believes that health care initiative is a very useful and fundamental human right. It is not possible to solve it permanently in isolated approach. So it is necessary to build such a self-regulated, truly democratic, participatory society. All activities including health issues for the society will be managed and controlled by the society. Only a society free from the influence of capitalism and the stateism can solve all problems sustainably.]

[Iran] Manifestation des étudiants de médecine de Tabriz

22/12/2020, Information transmise par des compagnons anarchistes iraniens

Free education, No Wall, No Border

Un groupe d’étudiants de l’Université des sciences médicales de Tabriz (dans la province de l’Azerbaïdjan, à l’est du pays) a manifesté jusqu’au bâtiment administratif de l’université et a protesté contre les problèmes d’éducation pendant la pandémie de Covid-19.

Selon les médias internationaux, les étudiants – qui étudient sur une base rémunérée-  ont également protesté contre la violation de leurs droits. Certains portaient une banderole où l’on pouvait lire « éducation libre, ni mur ni frontière».

Les étudiants mécontents se sont rendus dans la salle de conférence sur l’insistance du directeur adjoint de l’université pour l’éducation, et ils ont exprimé leurs vœux au directeur adjoint de l’université pour l’éducation, le conseiller et les gardes de sécurité et ont fait un certain nombre de suggestions pour améliorer la situation à l’université.

اگر انسان قادر نیست بر خود حکومت کند، چگونه می‌تواند قادر باشد بر دیگران حکومت کند؟

اگر انسان قادر نیست بر خود حکومت کند، چگونه می‌تواند قادر باشد بر دیگران حکومت کند؟و برعکس، اگر او قادر است بر خود حکومت کند، چرا نیاز دارد که بر او حکومت شود؟

Si l’homme ne peut pas régner sur lui-même, comment peut-il régner sur les autres?

À l’inverse, s’il est capable de se gouverner lui-même, pourquoi a-t-il besoin d’être gouverné?

دلورس پرات

در چنین روزی، ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱، آنارشیست اسپانیایی و کارگر منسوجات دلورس پرات* در سن ۹۶ سالگی درگذشت. به عنوان انقلابی مادام‌العمر او از نوجوانی برای ۸ ساعت کاری در روز مبارزه کرد، در انقلاب اسپانیا شرکت کرد و در پی شکست آن به فرانسه گریخت، جایی که او و خانواده‌اش در اردوگاه کار اجباری به کارآموزی گماشته شدند و بعد به اسپانیا دیپورت شدند. او توانست با نوردیدن پیرنه از مرگ قطعی بگریزد و به فرانسه برود و در معدن کار پیدا کند. او در تبعید در اتحادیه‌ی آنارشیست CNT-AIT فعال باقی ماند و در سن ۹۱ سالگی به طور فعال آغاز به حمایت از مهاجران بدون ویزا کرد. هر سال از ۱۹۹۶، گروهی از مردم مسیر او را از کاتالونیا تا فرانسه از بین کوه‌ها دنبال می‌کردند.

متن کامل کتاب : درود بر کاتالونیا ، اثری از جرج اورول

Homage to Catalonia – Georges ORWELL

درود بر کاتالونیا ، اثری از جرج اورول نویسنده انگلیسی، که در ۱۹۳۸ منتشر شد. در میان صدها داوطلبی که در بریگادهای بین المللی در جنگ داخلی اسپانیا جنگیدند بسیار بودند شاعران نوپا و نویسندگان خوش ذوق. اما کمتر کسی از میان ایشان به تیزبینی جورج اورول و با واقع بینی او درباره رویدادهای این دوره نوشته است.

جورج اورول برخلاف ارنست همینگوی نه بعنوان یک خبرنگار و نویسنده با شهرت بین المللی بلکه بعنوان یک داوطلب ساده به اسپانیا رفت.  و باز برخلاف بسیاری از داوطلبان خارجی که به بریگادهای بین المللی پیوستند به ستون نظامی POUM در کاتالونیا پیوست که در جبهه آراگون مستقر بود. این ستون می کوشید بر شهر ساراگوسا تسلط یابد که در اوائل جنگ داخلی به تصرف ناسیونالیستها درآمده بود. اما در زمانی که واحد اورول به خط مقدم می رسد، هر دو طرف به  آرامی در خطوط خود مستقر شده بودند و به جز فعالیتهای گشت و شناسایی از سایر عملیات نظامی پرهیز می کردند. این فقدان تحرک دیری نمی پاید و جورج اورول بزودی در یک حمله شبانه شرکت می جوید.

«بدرود کاتالونیا» حاوی مشاهدات او در این دوره است.  واقع بینی او و آن حس عمیق انسانیت بدور از شعارهای عوام فریبانه و صداقت اورول در گزارش احساسات و وقایع کتاب را از سایر نوشتارهای این دوره متمایز می کند. منتقدی درباره این کتاب می نویسد: «هیچکس جز اورول نمی تواند خشونت و تراژدی جنگ داخلی اسپانیا را با این تاثیر تصویر کند.» با اینحال اورول به خواننده خود یادآور می شود که این تنها گواهی یک فرد است و نه تاریخ.

در مدت اقامتش در اسپانیا اورول چند بار به بارسلونا، پایتخت کاتالونیا و جاییکه او به POUM ملحق می شود، مسافرت می کند. گزارشهای او از تغییرات در این شهر سنجش نبض تحولات جمهوری اسپانیاست. او همچنین در جریان شورشهای بارسلونا در ۱۹۳۷ که اوج درگیری حزب کمونیست و دولت مرکزی با احزاب مستقل کاتالونیا و آنارشیستهاست در این شهر است.  و ناچار می شود برای نجات از دستگیری بوسیله پلیس دولت جمهوری که تحت تسلط کمونیستهاست مدتی مخفی شود. طنزآمیز اینست که اورول حتی عضو POUM نبود. مانند بسیاری از اولین داوطلبان او به اولین گروهی پیوسته بود که عازم جبهه بود. خود او در شرح این روزها از این نکته غافل نیست و شاید با لبخندی تلخ این سطور را نوشته است.  این کتاب نه تنها درباره جنگ داخلی اسپانیاست بلکه سیریست در قدرت طلبی و نبرد برای آن. این کتاب یک کلاسیک به تمام معناست.

منبع

LA CLASSE OUVRIERE IRANIENNE A BESOIN DE NOTRE SOLIDARITÉ ET DE NOTRE SOUTIEN طبقه ی کارگر ایران به همبستگی و پُشتیبانی ما نیازمند است

Par Hasse-Nima Golkar

Une nouvelle série de grèves de protestation a éclaté chez les travailleurs de l’usine de sucre de canne « Haft Tappeh » à Ahwaz dans le sud-ouest de l’Iran. Le mouvement a commencé le lundi 15 juin 2020. Aujourd’hui 28 juillet 2020 la gréve est entrée dans son 44e jour. Le «Syndicat des travailleurs de l’usine Haft Tappeh» soutient pleinement les justes revendications des travailleurs

Le «Complexe agro-industriel de la canne à sucre Haft Tappeh à Ahwaz» est situé dans la province du Khuzestan près du golfe Persique du sud-ouest de l’Iran. L’usine a démarré ses opérations pour la première fois en 1966. Ce grand complexe industriel du Moyen-Orient, plus de 7 000 travailleurs s’emploient principalement à produire du sucre de canne, mais aussi toute une gamme de co-produits, tels que l’alimentation pour le bétail et la volaille ou des moulins à

papier.

Depuis sa privatisation en 2015, sur fond de corruption, les conditions de travail se sont terriblement dégradées. Depuis le transfert du capital aux propriétaire actuels, la dette de la compagnie a explosée, les propriétaires exigeant des travailleurs toujours plus d’efforts pour combler le déficit artificiellement creusé.

Le Syndicat des travailleurs de haft Tapeh a été créé en 1974 et n’a jamais cessé la lutte pour les travailleurs, quel que soit le régime.

Aujourd’hui, après quarante-quatre jours de grèves, Gholam Hossein Ismaili, le porte-parole du «système judiciaire» du califat islamique capitaliste chiite en Iran, a averti les grévistes en lutte: « VOUS DEVEZ RETOURNER AU TRAVAIL ET NE PAS ARRÊTER LA PRODUCTION » !! Mais les travailleurs réclament, entre autres: le paiement immédiat des salaires impayés depuis plus de trois mois, la prolongation du contrat pour l’assurance sociale et médicale et le retour au travail des collègues licenciés, dont Ismail Bakhshi. Mais aussi la suppression de la propriété privée de la Haft Tappeh Sugarcane Company, la restitution aux travailleurs du capital  volé par les propriétaires esclavagistes  et punition d’Omid Assad Beigi, PDG de l’entreprise et de son associé Mehrdad Rostami

Entre autres choses, le pouvoir fasciste au pouvoir dans le pays a tenté de mettre en œuvre sa politique économique néolibérale, malgré la résistance des travailleurs, en 2015, l’entreprise a été cédée à Omid Assad Beigi et Mehrdad Rostami, deux capital-risqueurs privés. Les travailleurs de cette usine ont manifesté à plusieurs reprises et se sont mis en grève plus de cent fois au cours des cinq dernières années. Jusqu’à présent, un grand nombre de travailleurs protestataires de Haft Tappeh ont été arrêtés sous la torture et condamnés par le «tribunal révolutionnaire» à l’emprisonnement et aux châtiments corporels par le  fouet. La juste cause des luttes de la classe ouvrière iranienne et la grève des travailleurs de Haft Tappeh ont besoin de notre solidarité et de notre soutien

À BAS LE RÉGIME DU CALIPHAT ISLAMIQUE CAPITALISTE CHIITE EN IRAN SOLIDARITÉ DE LA CLASSE OUVRIERE CONTRE L’OPPRESSION ET L’EXPLOITATION DANS LE MONDE

======

طبقه ی کارگر ایران به همبستگی و پُشتیبانی ما نیازمند است

دور جدید اعتصابات اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه در اهواز، از روز دوشنبه ۲۶ خرداد ماه ۱۳۹۹ آغاز گردید و در ادامه ی آن تا امروز هفتم مرداد ماه ۱۳۹۹ وارد چهل و چهارمین روز خود شده است. سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از مطالبات عادلانه ی کارگران کاملن پُشتیبانی می نماید

شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌ تپه، واقع در استان خوزستان در جنوب غربی ایران می باشد که فعالیت خود را برای نخستین بار در سال ۱۳۴۵ آغاز نمود که در این مجتمع صنعتی بزرگ در خاورمیانه، با بیش از هفت هزار استخدامی، ضمن تولید اصلی شکر، دارای دیگر تولیدات جانبی از جمله کارخانه ‌های کاغذ سازی و تهیه ی خوراک دام و طیور، می ‌باشد.

پس از چهل و چهار روز که از اعتصاب کارگران مبارز می گذرد، امروز غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی “قوه قضائیه” ی حکومت سرمایه داری خلیفه گری اسلامی – شیعی در ایران هشدار داده است که: کارگران به سَر کار خود برگردند و تولید را تعطیل نکنند!! اما کارگران خواستار فوری پرداخت حقوق معوّقه ی بیش از سه ماه، تمدید دفترچه ی بیمه های اجتماعی و درمانی، بازگشت به کار همکاران اخراجی از جمله اسماعیل بخشی، لغو مالکیت خصوصی از شرکت نیشکر هفت تپه، بازگرداندن ثروت‌ های اختلاس ‌شده توسط خریداران نیروی کار به کارگران و مجازات اُمید اسد بیگی،‌ مدیرعامل شرکت و شریک تجاری اش مهرداد رُستمی می باشند.

حکومت فاشیستی حاکم بر کشور از جمله به دنبال اجرای سیاستهای اقتصادی نئو لیبرالی خود، این شرکت را علی رغم مخالفت کارگران، در سال ۱۳۹۴ به اُمید اسد بیگی و مِهرداد رُستمی،‌ دو سرمایه دار خطر پذیر بخش خصوصی واگذار نمود. کارگران این کارخانه بیش از صد بار طی پنج سال‌ اخیر دست به اعتصابات و راه پیمائی زده‌ و تا کنون تعداد زیادی از کارگران مُعترض هفت ‌تپه نیز از سوی “دادگاه انقلاب” به زندان، شکنجه های شدید و ضربه ی های شلّاق محکوم شده اند. مبارزات حق طلبانه ی طبقه ی کارگر ایران و اعتصاب کارگران هفت تپه نیازمند همبستگی و پشتیبانی ما می باشد.

سرنگون باد حکومت سرمایه داری خلیفه گری اسلامی – شیعی در ایران!
پایدار باد همبستگی طبقاتی کارگران بر علیه ستم و استثمار در سراسر جهان!

======

THE IRANIAN WORKING CLASS NEED OUR SOLIDARITY AND SUPPORT

A new round of protest strikes in the Haft Tappeh Sugarcane Workers in Ahwaz in the southwest of Iran began on Monday, June 15, 2020 and to this day July 28, 2020 has continued and entered to its 44th day. The ”Haft Tappeh Sugarcane Workers Syndicate” fully supports the just demands of the workers

syndica.hafttape@gmail.com / @Sandika7tapeh

The ”Haft Tappeh Sugarcane Agro-industrial Complex in Ahwaz” is located in Khuzestan Province near the Persian Gulf of southwestern Iran, which started its operations for the first time in 1966. In this big industrial complex in Middle East with more than 7,000 employees, besides the main production of sugar, there are other by-products such as paper mills and fodder for livestock and poultry

Today, after forty-four days, Gholam Hossein Ismaili, the spokesman for the “Judicial system” of the Capitalist Shia Islamic Caliphate in Iran, has warned the struggling striking workers that: ”YOU SHOULD RETURN TO WORK AND DO NOT STOP THE PRODUCTION”!! But the Workers demand, among other things are: immediate payment of unpaid wages for more than three months, the extension of contract about the social and medication insurance and the return to work for the dismissed colleagues, including Ismail Bakhshi. Abolition of private ownership of Haft Tappeh Sugarcane Company, return of the stolen capital assets by the labor buyer to the workers and punishment of Omid Assad Beigi, the company’s CEO and his business partner Mehrdad Rostami

Among other things, the fascist ruling power in the country has tried to implement its neoliberal economic policy, despite the workers’ resistance, in 2015 the company was handed over to Omid Assad Beigi and Mehrdad Rostami, two private venture capitalists. The sugar cane workers at this plant have repeatedly demonstrated and gone on strike more than a hundred times over the last five years. So far, a large number of protesting Haft Tappeh workers have been arrested with severe torture and sentenced by the ”Revolutionary Court” to imprisonment and whipping. The just struggles of the Iranian Working Class and the strike of the Haft Tappeh Workers need our solidarity and support

DOWN WITH THE CAPITALIST SHIA ISLAMIC CALIPHATE REGIME IN IRAN
LONG LIVE THE WORKING CLASS SOLIDARITY AGAINST OPPRESSION AND EXPLOITATION AROUND THE WORLD

تا اندیشه مان در قید و بند خرافات و مذهب باشد ، آزادی معنی نخواهد داشت

تا اندیشه مان در قید و بند خرافات و مذهب باشد ، آزادی معنی نخواهد داشت .

Traduction du Farsi (langue de l’Iran) au français :

Tant que nos pensées sont dans les limites de la superstition et de la religion, la liberté n’aura pas de sens.