آنارکوسندیکالیسم نوشتۀ رودولف راکر ( ترجمۀ محمودرضا عبداللهی)

راکر، همانند دیگر آنارشیست های جدی، «همه ی برنامه ها ومفاهیم مطلق را مردود می شمارد» و تصریح می کند که تعیین «هدف نهایی قطعی برای پیشرفت انسان» غیرممکن است، بلکه فقط می شود درباره ی کمال گرایی بی حد و حصر در برنامه های اجتماعی و شرایط زندگی انسانی اندیشید؛

Rocker, like other serious anarchists, « rejects all absolute plans and concepts », stating that it is impossible to determine the « definitive ultimate goal for human progress, » but merely about limitless perfectionism. Think about social programs and human living conditions;

در اندیشه ی اساسا ً متفاوت راکر، مردم خود زندگی و کار خویشتن را در دست می گیرند. مردم عادی تنها از طریق پیکار خودشان برای آزادی است که به سرشت واقعی خویش پی خواهند برد؛ سرشتی که درون ساختارهای نهادمحور، که برای اطمینان یافتن از تابعیت و فرمانبرداری آنان ایجاد شده، منکوب گشته و تغییر شکل یافته است. تنها در این مسیر است که مردم به تدریج به معیارهای اخلاقی انسانی تری دست خواهند یافت، و به «درک جدیدی از حق»، به آگاهی از توانایی و اهمیت خویش به مثابه ی عاملی اجتماعی در حیات زمانه ی خود و به ظرفیت های جدیدی برای به ثمر رساندن کوشش های خود در جهت «سرشت درونی» خویش نائل خواهند شد. چنین التزام بی واسطه ای در کار نوسازی اجتماعی پیش شرط درک این سرشت درونی و نیز بنیانی ضروری برای رشد آن است.

In Rocker’s fundamentally different idea, people take control of their own lives and work. It is only through their own struggle for freedom that ordinary people will realize their true nature, which has been suppressed and transformed into institutionalized structures created to assure their citizenship and obedience. It is only in this way that people will gradually achieve more humane ethical standards, and a « new understanding of the right », awareness of their capacity and importance as a social factor in their own time, and of new capacities for They will accomplish their efforts for their « inner nature ». Such an immediate commitment to social renewal work is a prerequisite for understanding this inner nature and essential for its growth.

راکر، همانند دیگر آنارشیست های جدی، «همه ی برنامه ها ومفاهیم مطلق را مردود می شمارد» و تصریح می کند که تعیین «هدف نهایی قطعی برای پیشرفت انسان» غیرممکن است، بلکه فقط می شود درباره ی کمال گرایی بی حد و حصر در برنامه های اجتماعی و شرایط زندگی انسانی اندیشید؛

Rocker, like other serious anarchists, « rejects all absolute plans and concepts », stating that it is impossible to determine the « definitive ultimate goal for human progress, » but merely about limitless perfectionism. Think about social programs and human living conditions;

در اندیشه ی اساسا ً متفاوت راکر، مردم خود زندگی و کار خویشتن را در دست می گیرند. مردم عادی تنها از طریق پیکار خودشان برای آزادی است که به سرشت واقعی خویش پی خواهند برد؛ سرشتی که درون ساختارهای نهادمحور، که برای اطمینان یافتن از تابعیت و فرمانبرداری آنان ایجاد شده، منکوب گشته و تغییر شکل یافته است. تنها در این مسیر است که مردم به تدریج به معیارهای اخلاقی انسانی تری دست خواهند یافت، و به «درک جدیدی از حق»، به آگاهی از توانایی و اهمیت خویش به مثابه ی عاملی اجتماعی در حیات زمانه ی خود و به ظرفیت های جدیدی برای به ثمر رساندن کوشش های خود در جهت «سرشت درونی» خویش نائل خواهند شد. چنین التزام بی واسطه ای در کار نوسازی اجتماعی پیش شرط درک این سرشت درونی و نیز بنیانی ضروری برای رشد آن است.

In Rocker’s fundamentally different idea, people take control of their own lives and work. It is only through their own struggle for freedom that ordinary people will realize their true nature, which has been suppressed and transformed into institutionalized structures created to assure their citizenship and obedience. It is only in this way that people will gradually achieve more humane ethical standards, and a « new understanding of the right », awareness of their capacity and importance as a social factor in their own time, and of new capacities for They will accomplish their efforts for their « inner nature ». Such an immediate commitment to social renewal work is a prerequisite for understanding this inner nature and essential for its growth.

چاپ آنارکوسندیکالیسم اثر رودولف راکر، پس از سالیان دراز، برای آنان که دل مشغول مسائلی چون آزادی و عدالت اند، روی دادی بسیار مهم محسوب می شود

دیدگاه راکر دربرابر گرایش های غالب در اندیشه ی مدرن اجتماعی و سیاسی قرار می گیرد. آن گونه که او درک کرده و بسیار روشن شرح داده است همه ی این گرایش ها «انگیزه ی یاری به خود را از بین برده اند، با تلقین این فکر ویرانگر که راه نجات همواره از بالا می آید» و نه، آنچنان که باکونین می گفت، از درک آگاه و کار سازنده برای پرورش جوانه های جامعه ای جدید. دور از انتظار نیست که هدف جریان های غالب انقیاد مردم است. پرداختن به دولت های «سوسیالیستی» کذایی یا جریان های مارکسیست لنینیست ضرورتی ندارد. درون دموکراسی های کشورهای صنعتی نیز مفهومی مشابه در میان گروه های نخبه، با هر اعتقاد سیاسی، عمیقا ًریشه دوانده و غالبا ً هم آشکارا بیان شده است: نقش مردم جامعه تأیید کردن تصمیم هایی است که جای دیگر گرفته می شود و برگزیدن عقیده و نظری است که بالادستان برایشان آماده کرده اند

After many years of publishing anarcho-syndicalism by Rudolf Rocker, it is important for those concerned with issues of freedom and justice.

Rocker’s view of the prevailing trends in modern social and political thought. All these tendencies, as he understands and explained very clearly, « have lost their motivation to help, by implying the devastating thought that the path to salvation always comes » and not, as Bakunin says. He said, aware of the understanding and productive work to cultivate the budgets of a new society. It is not unexpected that the mainstream of people’s obedience is targeted. It is not necessary to address the so-called « socialist » states or Marxist Leninist currents. Within the democracies of the industrialized nations, a similar notion among elite groups, with every political belief, is deeply rooted and often explicitly stated: the role of people in society is to endorse decisions taken elsewhere and to adopt ideas and ideas Upstairs has prepared for them

Laisser un commentaire

Votre adresse de messagerie ne sera pas publiée. Les champs obligatoires sont indiqués avec *